دهه ي شصت يعني خاله بازي با چادراي مامانامون تو کوچه
يعني بيدار شدن با بوي نفت بخاري نفتي
يعني بوي نون پنير و نارنگي تو کيف
يعني فوتبال دستي
يعني اپول مانتو.
يعني توپ دولايه دنگي.
يعني صف کيلومتري نون
يعني دستاي مامان و آب سرد و کهنه بچه..
يعني بوي نم خاک بعد بارون تو کوچه خاکي.
يعني ويدئو قاچاق.
يعني آتاري و ميکرو.
یعنی قارچ خور و شورش در شهر.
يعني سيگار زر و فروردين.
يعني برنج کوپني
يعني فخرفروختن با کتوني ميخي
يعني قاق بودن تو بيخ ديواري.
يعني ته کلاس و تقسيم لواشک
يعني سياه چال
يعني کارت صدآفرين.
يعني حسرت يک دقيقه خواب بيشتر تو زمستون
يعني ادکلن کبرا و ويوا
يعني لاک قرمز و قند!
یعنی تلويزيون سياه و سفيد.
يعني بستني کيم دوقلو.
یعنی شیر یخزده و کتری آب جوش و بابا
يعني آدامس خروس نشان.
یعنی بوي آش و کشک تو يه روز باروني.
يعني کيسه و سفيدآب.
یعنی بوي ماهي دودي
یعنی کارت بازي با دمپايي.
يعني کپسول بوتان و پرسي.
يعني جوجه رنگي.
یعنی چشم کبود و مامان دوستت دم در
یعنی يک اتاق و 5 تا بچه.
يعني نوار کاست.
یعنی سياوش شمس و داريوش.
یعنی شربازي پشت وانت همسايه.
یعنی آلبالو خشکه رو پشت بوم.
يعني بوي نفتالين لاي رختخواب.
یعنی انباري و بوي سرکه.
يعني تک درخت ته کوچه
يعني خريدن لبو و لواشک از سر کوچه ي مدرسه.
يعني سوختگي نارنجي رنگ بلوز کاموايي.
یعنی پوشيدن لباس داداش بزرگه.
يعني ساختن آدم برفي با لگن حموم.
یعنی بوي نم زيرزمين.
يعني نيمکت سه نفره.
يعني چوبين و برانکا.
يعني تيله بازي.
يعني اشکنه و خشيل.
يعني خرپليس
یعنی قاشق زني تو چهارشنبه سوري.
یعنی عاشق شدن از پس پرده ي حيا و شرم
يعني دادن نامه به دخترهمسايه.
دهه شصت يعني من. يعني تو. يعني ما

